واقعیت پنهان؛ درس‌هایی از تعارض توخل و بلینگهام برای محیط کار

  • حامد ضرابی
  • 23 تیر 1405
  • 0 نظر
واقعیت پنهان؛ درس‌هایی از تعارض توخل و بلینگهام برای محیط کار

پس از پیروزی 2–1 انگلستان مقابل نروژ در یک‌چهارم نهایی جام جهانی 2026، توخل در مصاحبهٔ زنده با لحنی تند و آتشین، تیم را شل‌وول، پُراشتباه و خوش‌شانس خواند و تأکید کرد مشکل کیفیت فنی است، نه روحیه. در مقابل، بلینگهام که با دو گل، قهرمانِ میدان بود، با چشم‌غره و پاسخِ «هرچی» از هم‌تیمی‌هایش دفاع کرد، عملکردِ ضعیف را به گرما و حریفِ فوق‌ستاره (هالند، اودگارد) نسبت داد و با کنایه‌ای تلخ، اعتبار قضاوت توخل را به دلیل کارنامهٔ کم‌رنگِ بازیگری‌اش زیر سوال برد.
این تعارض، نمونهٔ کلاسیک شکافِ ادراکیِ بازیگر_ناظر است: توخل به داده‌های آماریِ بیرونی (پاس‌های خراب) دسترسی دارد، اما بلینگهام به داده‌های درونیِ بدنش (فشارِ 120 دقیقه، گرمای طاقت‌فرسا) – و هر دو به توهمِ «دسترسی کامل به واقعیت» دچارند.
خیلی اوقات مدیران و کارکنان یا دو نفر از اعضای تیم بدون اینکه درنظر داشته باشند که واقعیت را چگونه درک می‌کنند به قضاوت یکدیگر می‌پردازند.
در هر تعارضِ بین فردی، فرض کنید که 40٪ از واقعیت برای طرفِ مقابل کور و پنهان است و 40٪ از واقعیتِ شما نیز برای او نادیدنی. به جای اثباتِ اینکه «من درست می‌گویم»، دنبالِ این باشید که «من چگونه می‌توانم داده‌هایِ پنهانِ خود را برای او ترجمه کنم تا او هم شرایطِ مرا ببیند؟» این، نه ضعف، که نشانه‌ای از مهارت ارتباطی است.

نظر خود را اینجا بگذارید

}